اين صفحه نسخه ذخيره شده مطلب است. ( مشاهده نسخه اصلي )
  10 مرداد 1389


دو راه نا شناس زندگاني را به يكديگر نشان داديم

سپس با شير و خط سكه اي نا چيز افكنديم به دوش دل گر آن بار

نخستين لحظه ي سخت جدايي را  رها كرديم آسان حلقه ي آغوش يكديگر  كه تا با ما چه بازي ها كند اين چرخ بازيگر

********

كنون دير است

به روي آن دور اهي مانده ام تنها

ولي اين بار دلم در حسرت ديدار انساني كه با من بود بي تاب است

پشيماني به جانم مي زند خنجر

چرا؟

چرا با شير و خط سكه اي ناچيز ،  رها كرديم آسان حلقه ي آغوش يكديگر

كه تا با ما كند اينگونه بازي چرخ بازيگر





© Iran Mobile Phone Information Network